شهریور ۳۱
داور عرب كه سوت پايان بازي را زد ، همه مي رفتند به خانه هايشان .
اصفهاني ها ناراحت از اينكه تيم شان در خانه مساوي كرده است و چشم بادامي ها خوشحال از تساوي !
اما آنها كمي ديرتر رفتند. نه آنكه شادي مي كردند و يا قصد گرفتن چند عكس يادگاري را داشتند.
آنها داشتند جايگاهي را كه در آن قرار گرفته  و ۹۰ دقيقه تيم محبوبشان را تشويق كردند را تميز مي كردند تا بعد بروند !
شايد شما هم به مانند خيلي از هموطنان ايراني آنقدر دمق بوديد كه بعد از پايان بازي حال تماشاي تلويزيون را نداشتيد و البته مسولان رسانه نيز سخاوت زيادي در نمايش اين صحنه نشان ندادند ، شايد تبليغ شود!
اما واقعيت داشت . چيزي در حدود يكصد و خرده اي تماشاگر ژاپني بعد از پايان بازي سپاهان - كاوازاكي ، ايتدا جايگاه را تميز كردند و بطري هاي آب و كاغذها و غيره در كيسه زباله قراردادند و بعد رفتند.
و اينجاست تفاوتي كه ايجاد تفاوت مي كند …
شهریور ۲۲

امشب در وبگردي ها رسيدم به سايت جديد شركت صوتي و تصويري سروش كه متعلق به صدا و سيماي جمهوري اسلامي ! هست و قرار است داعيه كارهاي فرهنگي و آنهم از نوع دست اول را داشته باشد.

گذشته از حس كنجكاوي ، سري به سايت كه لينك آنرا در خط پايين قرارداده ام بزنيد تا شاهكار آنها را در معرفي محصولات ببينيد.

لازم به ذكر است در گوشه سمت راست سايت نيز نظرسنجي در خصوص سايت جديد برپا هست !!

لينك سايت را  در اينجا قرار داده ام تا اگر علاقه داشتيد از نزديك تماشا كنيد.

شهریور ۱۵

خوندن موضوع اين پست شايد سخت باشه و شايد هم نامفهوم!
اما مگه قراره از همه چيز سر دربياريم و آنرا به صورت كاملا فرموله بفهميم!
اون عبارت برمي گرده به آهنگي كه من يك كلمه از معني اونو نمي دونم ، اما حس غريبي رو برايم به همراه مي آورد.يه جوري احساسش مي كنم .
لينك آهنگ را در زير قرار دادم ، تفريبا ۲ مگابايت حجم دارد و از دو سرور مختلف نيز مي توانيد آنرا دريافت كنيد . شما هم گوش كنيد و از حس خودتون كه از اين آهنگ مي گيريد ، بنويسيد.
شايد در اين ميان كسي پيدا شد و آنرا برايمان معني كرد . من كه امروز از آن لذت بسياري بردم و همين فكر مي كنم خيلي مهم باشد .

سرور شماره ۱

سرور شماره ۲

شهریور ۰۴

روزي كه به صفحه تقويم نگاه مي كرد ، ترسان تر از هميشه بود ! در تمام اين سالها تاوان تصميمي را كه نگرفته و حرفهايي كه گوش كرده بود را به تمام و كمال داد.در آن سالها بين دل و عقل ، نشانه هاي عقلايي را انتخاب كرد و به قول خودماني خود را به درياي روزگارسپرد براي آرماني كه فكر مي كرد در صورت گذر از موانع او را تا سر حد اعلا پيش خواهند برد.او رفت بجنگد براي فرشته مهربون ، دختر گلفروش ، مرد باراني و فيلسوف شاه ! و شايد براي اينكه دوست داشت كه شواليه باشد.

ادامه را بخوانید »

شهریور ۰۴

در كامنت هاي " سرمايه اجتماعي ما ايرانيان" ، قصه اي نوشته شد به نام " افسانه آقا غولا".

به همين منظور يك نسخه PDF از قصه را در لينك زير قرار دادم ، تا در صورتيكه نياز بود، بدون گشت و گذار در كامنت ها به آنچه مي خواهيد دست پيدا كنيد.

با تشكر از SH عزيز.

 

دريافت فايل افسانه  آقا غولا